مگر ما را ، ما دنیای سومی ها ، ما شرقی ها ، ما مسلمانها را چکار کردند ؟ اول چنان مذهبمان را تحقیر کردند . زبانمان ، ادبیاتمان ، فکرمان ، گذشته مان ، تاریخمان ، و اصلا نژادمان را ، وهمه چیزمان را چنان تحقیر کردند ، و ما را به قدری آدمهای دست دوم حساب کردند ، که ما نشستیم خودمان ، خودمان را مسخره کردیم ! و در عوض ، خودشان را آنقدر برتر و بالاتر و عزیزتر نشان دادند ، به ما باوراندند که ما تمام تلاش و دعوت و آرزو و مبارزه مان برای نوکری فرنگ شد تا اینکه ادای آنها را درآوریم ، شبیه به آنها حرکت کنیم ، حرف بزنیم ، راه برویم !

 حتی تحصیلکرده ی دانشمند ما از اینکه زبان فارسی را از یاد برده افتخار می کند . اینهمه خریت ؟ آخر "خریت" هم نمی شود گفت که به خر توهین می شود ! آدم اینقدربه بی شعوری افتخار بکند ، در نداشتن ، در فراموش کردنش ؟!

 خیلی عجیب است نه اینکه در فراگرفتن زبان فرنگی افتخار بکند . نه . در اینکه زبان خودش یادش رفته افتخار می کند !

 تا این حد عاجز ؟ ذلیل ؟ این که دیالکتیک "سوردل" است . دیالکتیک سوردل دیالکتیک بچه است . بچه وقتی که مادرش میراندش ، دعوا و تهدیدش می کند ، ناراحت است و برای اینکه از جمله های مادر در امان بماند به خود مادر پناه می برد . این دیالکتیک سوردل است .

 نژاد برتر ، ملت برتر و حتی آدم برتر برای اینکه قوم و ملت یا آدمی را به زیر مهمیز قدرتو تسلط خودش بکشاند، تحقیرش می کند . به قدری مذهبش را ، ایمانش را ، ادبش را ، فکرش را ، شخصیت هایش را ، گذشته اش را و همه چیزش را تحقیر می کند که او برای اینکه از مسیر تهمت ها و تحقیرهای او ، از جائیکه همیشه به وسیله او تحقیر می شود ، فرار کند ، به دامن خود او پناه می برد و خودش را به شکل او در می آورد که دیگر در مسیر تهمت های او نباشد !

 این است که بعضی چیزها برای فرنگی یک کالای مصرفی است ، یک چیز سمبلیک است !

15%  تمام اروپایی ها از سمفونی کلاسیک لذت می برند ! اصلا از هر سمفونی لذت می برند ! کی جرات دارد که لذت نبرد ؟ چرا ؟ برای اینکه آن سمبل یک ذوق برتر است و یک ذائقه برتر و این جرات ندارد بگوید که من نمی پسندم . یک فرنگی به سادگی می گوید خفه اش کن ، این قیل و قال است ، سر درد می آورد . اما یک شرقی ناچار تا آخر می شنود . چرا ؟ برای اینکه جنبه سمبلیک دارد ، نشانه ای است از یک برتر !

 اینها همه به خاطر این است که ایمان به خویشتن را ، عوامل گوناگون از آدم می گیرد و تنها چیزی که ایمان به خویشتن را برای آدم فراهم می کند خودآگاهی است .

                          برگرفته از خودآگاهی استعمار اثر "دکتر علی شریعتی"