در این تعریف کثرت ها به عنوان واقعیت اجتماعی پذیرفته می شوند و نه این که با هم یکی شوند،یعنی ادیانی که در کنار هم زندگی می کنند در مقام نظر و مفهوم خود را حق و دیگری را باطل می داند،اما در مقام عمل با یکدیگر می سازند و در کنار هم زندگی می کنند.

حال این همزیستی می تواند در میان دو دین باشد و یا در میان دو فرقه از یک دین مثل شیعه و سنی

و یا حتی در میان دو حزب سیاسی رقیب در یک کشور.

این مفهوم از نظر اسلام و قرآن  مورد تایید می باشد و در قرآن نیز به طور صریحی به آن اشاره شده است: "آنهایی که با شما جنگ نکردند و شما را آواره نکردند ،خدا شما را از ارتباط با اینها نهی نمی کند"(سوره ممتحنه آیه 8)

پس معنای اول از قطعیات اسلام است و شیعه و سنی  در آن اختلافی ندارند.

 معنای دوم :دین واحد با چهره های مختلف

این معنا که شاید رایج ترین و سوال بر انگیز ترین مفهوم پلورالیسم است،به معنای پذیرفتن چند نوع فهم و چند نوع برداشت و چند نوع معرفت نسبت به یک حقیقت واحد است ،حتی اگر با یکدیگر متضاد باشند.

در توضیح بیشتر می توان به این اشاره کرد که حقیقت واحدی وجود دارد اما هیچ بشری توانایی درک و رسیذن به این حقیقت را ندارد.حتی پیغمبران هم به این حقیقت دسترسی ندارند!!!

اما نظر اسلام نسبت به دیدگاه دوم:

شاید تعجب آور باشد اما این دیدگاه تا حدودی از دیدگاه اسلام درست و قابل قبول می باشد.

دلیل:ما در دین خود ،قطعیاتی و ضروریاتی داریم که اگر کسی آنها را انکار کند،از دین خارج است و هر کس آنها را بپذیرد در جرگه دینداران به حساب می آوریم.اما گذشته ازاین محکمات و ضروریات ،مسایل جزیی و اختلافی بسیاری هم داریم.برای مثال در مسایل نظری شیعه دوازده امامی  فتواهای یک مرجع با مرجع دیگر متفاوت است و یا حتی مرجعی پس از گذشت مدت زمانی فتوای قبلی خود را رد و فتوای جدید صادر می کند.برای مثال مرجعی نماز جمعه را واجب تخییری محسوب میکند و دیگری واجب عینی و هیچ یک ادعا نمی کنند که فتوای من درست و فتوای دیگری باطل است.

اما:

این که اختلاف در معرفت های دینی اصلا و مطلقا قابل داوری نیست، اشتباه محض است.یعنی معنا ندارد که همه ی حقیقت را دور از دسترس بشر بدانیم. برای مثال: آیا می توان گفت توحید حق است یا شرک؟یا بگوییم که شاید خدا یکی نباشد و چند خدا داشته باشیم؟

جواب منفی است.زیرا توحید یکی از ضروریات و قطعیات دین است. و به راحتی با آیات قرآن و ضروریات می توان آن را ثابت کرد.

پس می توان گفت:

ما پلورالیسم را فقط در مسایل ظنی که راهی به قطعیات نداریم و دلایل ما در آن بستر فقط ظنی است، می پذیریم و نه مطلقا.

معنای سوم و چهارم:نفی وجود حقیقت واحد / حقیقت مجموعه ای از اجزا و عناصر پراکنده

 

معنای سوم ناظر به این معنی است که ما حتی آن حقیقت واحد تثبیت شده در معنی دوم را نیز در اختیار نداریم و حقایق کثیرند.مثلا اگر بگوییم"خدا یکی است" و بگوییم "خدا چندتاست" مدافعان این دیدگاه میگویند که هر دو صحیح است.

اما معنای چهارم تعدیل شده ی معنای سوم است به این مفهوم که حقیقت مجموعه ای است از اجزا و عناصر که هر کدام در یکی از ادیان یافت می شود.شاید مقداری از حقیقت در اسلام و بخشی در مسیحیت موجود می باشد،و مجموعه ای از ادیان حقیقت را تشکیل داده است.

اما در نقطه نظر اسلام درباره ی این دو دیدگاه میتوان به تقابل آنها با یکدیگر اشاره داشت.

اسلام حاصل همه ادیان است و ادیان دیگر زمینه ساز اسلام بوده اند.ما اسلام را کامل و جامع می دانیم.

و دعوت تمام اهل کتاب به پذیرش دین اسلام را تا قبل از ظهور اسلام را قطعی می دانیم.

اما در مورد وجود حقایق در مجموعه ای از ادیان باید اینگونه اظهار داشت که مطمئنا در ادیان مسیحیت و یهودیت و ...حقیقت وجود دارد و از آن بهره ای برده است و اگر قرار بود که هیچ حقیقتی در آنها وجود نداشته باشد که مقام و بقا پیدا نمی کردند ، اما این اسلام است که جامع تمام حقایق است و به عنوان دین آخر تمام حقایق ادیان دیگر را نیز در بر می گیرد.

 جمجمه ات را به خدا بسپار

نکته:صحبت ها و مطالبی که در این پست ذکرگردیده بدون منبع و دلیل و برهان نبوده است؛اما خواهش می کنم که این مطالب رو نظر اسلام تلقی نکنید تا اگر من هم قصوری در ارائه مطلب داشته ام فردا روزی در پیشگاه خدا به بدعت در دین متهم نشوم.