{از کتاب استاد تاج زمان دانش(مجرم کیست؟جرم شناسی چیست؟)}:

اصطلاح جرمشناسی را برای اولین بار"توپینار"دانشمند فرانسوی،در کتاب خود که در سال1879منتشر نمود به کار برد و در گزارش خود به دومین کنگره ی بین المللی"مردم شناسی جنایی"که در سال1889در پاریس تشکیل شده بود تصریح کرد که جزء اول جرم شناسیCrimenیاCrimisکه واژه ی لاتین می باشد،به مهنی"اتهام"و به جای جرم یا جنایت به کار رفته و جزء دیگر آن از کلمه ی یونانی لوجیLogieیعنی"علم"می باشد؛کلمه ی مزبور در زبان فارسی به عنوان"شناسی"مصطلح گردیده است.

در سال1885یعنی6سال پس از انتشار کتاب مذکور"گاروفالو"،قاضی ایتالیایی برای اولین بار کتابی را تحت عنوان"جرم شناسی"منتشر کرد اما در کتاب مذکور،تعریف جامع و کاملی از جرم شناسی به عمل نیاورد.بعدا نیز دانشمندان هریک،از دیدگاه رشته ی تخصصی خود از قبیل زیست شناسی،روانشناسی،روانپزشکی،پزشکی و بالاخره جامعه شناسی تعریف های گوناگونی از جرم شناسی نمودند:

"فری"،جامعه شناسی راعلم مطالعه ی جرم"تعریف کرده است.

"زیلیک"دانشمند اتریشی در کتاب جرم شناسی خود آن را"علم جرم"نامیده و در ضمن توصیف بزه،رفتار ضد اجتماعی افراد را ناشی از تاثیر عوامل جسمی و روانی تشریح کرده است.

"دورکیم "جامعه شناس فرانسوی مینویسد:"بررسی سلسله اعمال مشترکی که جرم نامیده میشود و با مجازات فاعل آن،جامعه واکنش نشان میدهد موضوع علم جرم شناسی است".

"استفانی"و "له واسور"و ژامبو مرلن،استادان فرانسوی،معتقدند که در جرم شناسی علل وقوع جرایم و طرز تاثیر عوامل جرم زا(فردی یا اجتماعی)و شناسایی شخصیت بزه کار مورد بحث قرار میگیرد.

"لارگیه،استاد فرانسوی،معتقد است که جرم شناسی،بررسی علل وقوع بزه و مطالعه ی بزه کار است.

"لووته"استاد حقوق جزای فرانسه،جرم شناسی را"بررسی علمی پدیده ی جنایی"یعنی اعمال ضد اجتماعی فرد می دانند.

"پیناتل"جرم شناس معروف فرانسوی،در کتاب جرم شناسی خود مینویسد:"جرم شناسی مجموعه علومی است که با پدیده ی جرم مرتبط است و هر فعلی که جامعه مجازات نماید،جرم محسوب میشود". 

.......................................................................................................................................

بررسی عقاید مذکور این سوال را پیش می آورد که آیا جرم شناسی علم مستقلی است یا نه؟

1-جرم شناسی علم مستقلی نیست:

برخی از دانشمندان جرم شناسی را به چهارراهی تشبیه کرده اند که در آن کلیّه ی علومی که بزه و بزه کار را مورد بحث قرار میدهند تقاطع پیدا میکنند.

-دکتر"دوگریف"استاد بلژیکی،جرم شناسی را مستقلا علم نشناخته و آن را علمی در حال تکامل تلقی میکند.

-"دی تولیو"جرم شناس ایتالیایی،جرم شناسی را متشکل از مردم شناسی کیفری و سیاست کیفری،جامعه شناسی کیفری و سیاست کیفری توصیف نموده است.

2-جرم شناسی علم مستقلی است:

-"لووته" از جرم شناسی به عنوان علم نام برده.

-"زیلیگ"،معتقد است که جرم شناسی علمی ست که دارای رشته های مختلفی می باشد.

-"ژولی"اولین استاد جرم شناسی فرانسه،می نویسد:"جرم شناسی علمی ست که خود به خود پایه گذاری شده است". 

........................................................................................................................................



حالا باید خودتون تصمیم بگیرید که بالاخره جرم شناسی چیه؟اینجوریه که تشتّت پیش میاد در علوم انسانی و

... .باید از مبناهای فکری شروع کرد برای این مسایل.وقتی هم از مبناها حرف میزنی میگن چرا از حقوق

نمیگی!در حقوق،این حقوقدانانند و مردم، که جامعه رو بسامان میکنند؛نه قوانین.اما گوش شنوا کو؟   (راستش

رو بخواید در مباحث علوم انسانی و اجتماعی احساس خفت میکنم که چرا باید تا این حد مقلد و دنباله رو

باشیم.بی فکری تازه و بی آنکه فلک را...مگر ذلّت چیست؟.افسوس که ادعایمان جهان را پر کرده و افسوس

که در سرابهایی فرو رفته ایم که با اینکه میدانیم سراب است،لجوحانه و کودکانه به سرابها مشغولیم.تنها

ادعاییم و ادعا.آیا راهی جز مجادله با آنها باقی مانده است؟احساس زبونی میکنم که چنان میراثی از هدایت

انسان بدست چون مایانی بیفتد و نظریات ژان ژاک روسویی را وحی منزل بدانیم با همه ی بزرگیشان.مگر ذلت

جز اینست؟.چه باید گفت؟.......)