چه روزگار غریبی است این ایام...

روزگاری که دشمن دیگر حرف از مارکس و هگل و اقتصاد لیبرال و سوسیال و ... نمیزند.

دشمن در کنار من ،در کلاس من ، در دانشگاه من و در جامعه من، سخن از شهید همت ،باکری و حالا سید مرتضی آوینی میزند.

درمقابل چشمانمان،شعورمان را نادیده می گیرد و ستارگان شب های آرمان ها یمان را مصادره و به نام خود می کنند.

 افکار،جملات و وصیت نامه سردار خیبر را می پوشانند و زن او را به عنوان تمثالش نشانمان می دهند.

سمیه باکری را بازیچه امیال کثیف خود قرار می دهند تا او نیز احساسات ما را با فریاد های پر از بغض که می گفت: اگر پدرم زنده بود در حال مبارزه با این حکومت بود به بازی بگیرد.

 و الحق هم کسی که بصیرت نداشته باشد گمراه خواهد شد.

و حال نوبت آوینی است:

 

نمیتوانم قصد وهدفشان را درک نمایم ولی مطمئنا از دو حال خارج نیست،اول این که یا خود بسیار  ساده لوح و نادان و بی خبر از افکار سید مرتضی هستند که در مقاله هاشان می نویسند "آوینی خوشا به حالت که رفتی و گر نه در اوین و کنار نوری زاد بود" و یا در حالت دوم من و تو نوعی را تا به این میزان ساده و منفعل تصور کرده اند که با نشان دادن همسر و دختر سید شهیدان اهل قلم ،و با تیتر" ناگفته ها " او را نیز مصادره کنند.

 

چه بلایی بر سر ما آمده است!! که باید سید مرتضی آوینی را از زبان دختر و همسرش بشناسیم.

مگر خود او نبود که می گفت:"هر که میخوهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند" و یا شاید من اشتباه شنیده ام و او گفته که هر کس می خواهد ما را بشناسد ،همسر و دخترم را بشناسد،و شاید هم فرموده هر که می خواهد ما را بشناسد خداجویان روز عاشورا را دریابد. و شاید....

 

لطفا این سوال را از خود بپرسید که چرا در این همه ویژه نامه و بزرگداشت و برنامه که برگزار کردند      یک بار و فقط یک بار نامی از کتاب های او نظیر فتح خون و توسعه و مبانی تمدن غرب و مقالات آتشین نبردند!!!

 جواب کاملا واضح و روشن است ،آنها فقط به استفاده ابزاری از نام و آوازه ی او می اندیشند و نه افکار والا و آسمانی او...

ای تمام کسانی که اینک دم از سید مرتضی می زنید و قصد مصادره او را دارید ،اگر تا به حال یک بار کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب سید مرتضی را در دست گرفته بودید، به فاصله شگرف او با خودتان را که جز آوای یا غرب،یا غرب در کامتان چیز دیگری نیست ،پی می بردید.

اگر فقط چند ثانیه در رمل های قتلگاه او و قتلگاه فکه قدم زده بودید به خود چنین اجازه ای نمی دادید که نام مطهر او را در کنار افراد دونی مثل نوری زاد قرار دهید.

  و حرف آخر

شاید تنها نقطه مشترک شما با سید مرتضی آوینی همان دوران دانشجویی او در دانشکده هنرهای زیبا  ودوران روشنفکربازی او با نظریات غربی بود،او به دنبال حقیقت بود و سرانجام به آن رسید و جاودانی شد.................پس به جای مصادره نامش از او درس عبرت بگیرید.

 

والعاقبة للمتقین

نه جناح راستی ها